او خــــــواهــــــد آمــــــــد
الــاـــــهم عـجــــل لولـــــیک الــــفـرج
درباره وبلاگ


ماه من
دل به غم دادن و از یأس سخن‌ها گفتن کارآن‌هایی نیست که خدا را دارند ماه من غم و اندوه، اگر هم روزی مثل باران بارید یا دل شیشه‌ای‌ات از لب پنجره عشق زمین خورد و شکست با نگاهت به خدا چتر شادی وا کن و بگو با دل خود،که خدا هست، خدا هست

مدیر وبلاگ : *MaryaM *
آرشیو وبلاگ
نویسندگان
نظرسنجی
به او خواهد امد چند درصد رای می دهید ؟





تقدیم به مهربانی كه آمدنش را چشم انتظارم

سلامی به عمق تنهایی دل های همه ی چشمهای منتظر : ای مهربان ! نمی دانم عكس نورانیت را در كدامین فصل غم انگیز و بی ترانه ی دلم به تماشا نشستم كه این گونه مست دیدار تو شدم . نمی دانم پای درددل كدامین دلشكسته تر از خود نشستم كه این چنین , دل بی تابم را بی قار تو ساخت , خبر ندارم , قطره قطره اشكم را در كدامین گلدان تنهایی ریختم كه گل مهر تو رویید و شعرهای غمگینم برای رسیدن تو به پرواز درآمد , راستی من بر سنگفرش كدامین دل نورانی به دنبال ردپای تو گشته ام , من از غصه پرغم روزهای خاكستری دلم , از جمعه های دلگیری كه بی رخ ماه تو گذشته , نوشته ام و آن قدر در این چین خوردگی سكوت به دنبال آوایی از تو گشته ام تا سهمم شفقی سوخته از آه آرزومندانت شد و حسرتی بی نهایت كه سر به آسمان كشید . مولای مهر ! در پس كوچه غبار گرفته ی وجودم , غرق رویا , در گوشه ای از سجاده ی انتظار , ماتم زده به یادت قلم به روی كاغذ می كشم و تو را می خوانم , ای پر صلابت ترین رهگذر زمان , با رایحه ی دل انگیز وجودت , وجودم را از هر غباری , غباررویی می كنم , كمكم كن ! كه نیازم را كه سرچشمه دلبستگی به دنیاست به حراج بگذارم و جسم خاكیم را به آن سوی حصار غرور و خودخواهی پرواز دهم 
آری این تولدی نو است برای من , آن هم در بهار جوانی , زیباترین سهم من از تقدیر .
حال مرا می شناسی من همانم , گدای سمج , كه ره خانه ات را در كودكی به خاطر سپردم و در نوجوانی سفره نیازم را وقت زمزمه عهد گستردم و در جوانی در هر صبح و آدینه , هنگام هق هق خیس ندبه بست نشستم كه در برویم بگشایی .......

رحمی كن ای سراسر مهر و رحمت ! چند صباحی بیشتر باقی نیست , لحظاتم را به رایحه ی دعا و تسبیح معطر خواهم ساخت , با هق هق خیس دیده ام , دل انتظار را حكاكی خواهم كرد و با لبخند شوق دیدارت , جاده ی انتظار را چراغانی خواهم كرد تا ابتدای جاده ظهور , روزهایم را كه پر بغض و حسرت ظهورت شده در جاده انتظار پرپر خواهم كرد كه میزبان قدم های مباركت باشد .
می خواهم از عمق وجودم فریاد بزنم و بگویم : ای سبز ترین غزل من , اگربیایی خاك پایت را سرمه چشمانم می كنم پس :



طلوع كن





نوع مطلب : مناجات با امام زمان (عج)، 
برچسب ها : دلتنگ مهدی، طلوع، چشم، منتظران، مهدی موعود، امام زمان (عج)،
لینک های مرتبط :
نظرات ()





پیوندها
8
9
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو