تبلیغات
او خــــــواهــــــد آمــــــــد - مطالب اشعارخاص موعود
 
او خــــــواهــــــد آمــــــــد
الــاـــــهم عـجــــل لولـــــیک الــــفـرج
درباره وبلاگ


ماه من
دل به غم دادن و از یأس سخن‌ها گفتن کارآن‌هایی نیست که خدا را دارند ماه من غم و اندوه، اگر هم روزی مثل باران بارید یا دل شیشه‌ای‌ات از لب پنجره عشق زمین خورد و شکست با نگاهت به خدا چتر شادی وا کن و بگو با دل خود،که خدا هست، خدا هست

مدیر وبلاگ : *MaryaM *
آرشیو وبلاگ
نویسندگان
نظرسنجی
به او خواهد امد چند درصد رای می دهید ؟






آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد

شاید دعای مادرت زهرا بگیرد

آقا بیا تا با ظهور چشمهایت

این چشمهای ما كمی تقوا بگیرد

آقا بیا تا این شكسته كشتی ما

آرام راه ساحل دریا بگیرد

آقا بیا تا كی دو چشم انتظارم

شبهای جمعه تا سحر احیا بگیرد

پایین بیا، خورشید پشت ابر غیبت

تا قبل از آن كه كار ما بالا بگیرد

آقا خلاصه یك نفر باید بیاید

 تا انتقام دست زهرا را بگیرد



نوع مطلب : اشعارخاص موعود، تصاویر مذهبی، 
برچسب ها : شعر مذهبی، تصاویر مذهبی، مهدویت، تصاویر مهدوی، اشعار مهدوی،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

این شب جمعه دلم در قفسش تاب نداشت

صفحه ی چشم من از اول شب خواب نداشت


كاسه ی صبر زمان پر شده بود از غم دوست

جام صد میكده یك جرعه می ناب نداشت


آسمان با تپش ثانیه ها می بارید

ولی انگار زمین جز گل مرداب نداشت


ساقه ی ترد گل سرخ در آتش می سوخت

چشم من كور شود چشم دلم آب نداشت


دست مردان خدا را ز قفا می بستند

عجبا بنده دگر حرمت ارباب نداشت


آه و افسوس كه در دشت خدا می دیدم

روی دیوار دلی عكس خدا قاب نداشت


شب به سر رفت ولی باز در اعجاز ظهور

دل امیدی به جز از قادر وهاب نداشت



نوع مطلب : مناجات با امام زمان (عج)، اشعارخاص موعود، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()



با اینکه درحوالی چشمم ندارمت

اما هنوز کنج دلم دوست دارمت

انگار که نیامده ای باز مثل قبل

این جمعه هم تورا به خدا می سپارمت



نوع مطلب : مناجات با امام زمان (عج)، اشعارخاص موعود، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


مهدی جان! جمعه ها را چقدر دوست دارم، چون تو می آیی، و تو را، که در بی

انتهاترین جمعه دنیا خواهی آمد (دوست دارم)، مهدی جان! من بزرگ  شده ام  بزرگ

تر از  تمام پیراهن های کودکی ام اما تو هنوز نیامده ای، مهدی جان! وقتی که تو

بیایی همه کلمات به احترام تو بر می خیزند و سیب ها از شوق دیدار تو سرخ می

شوند . مهدی جان! بگذار بگویم . بگذار من هم حرف بزنم، شاید دیگر فرصتی برای من

نباشد، می دانم که می بینی، می دانم که حرف هایم را می شنوی از پشت پنجره

های این خانهزیبا شاید، صدایت را می شنیدم، ای زیباترین قطعه هستی، صدایت را

بوییدم .من پروانه ها و گلبرگ هایی را که در دفترچه خاطراتم زندانی کرده بودم،

در صدای تو رها کردم، صدایت آرام آرام آمد بر روی شانه هایم نشست .

نرگس ها، به من تبریک گفتند . ابرها به من نزدیک شدند و در دل غمگین

من باران بارید . گاهی بین صدای من و صدای تو چندین خورشید

فاصله است

(و این فاصله ای است که من ایجاد کرده ام و الا

تو در کنار منی من تو را نمی بینم) .



نوع مطلب : مناجات با امام زمان (عج)، مطالب خاص موعود، اشعارخاص موعود، اشعار مذهبی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()





دلم گرفته،....
به آسمان خیره شده ام، باران می بارد و آن بالا انگار تو ایستاده ای که دلت شکسته تر از دل شکسته ی همه ی ماست...


هر قطره ی باران انگار پیامی است و زمزمه ای از دل شکسته ی تو. ...

هر قطره اش نشانی از امید که بر شانه های صبورت سنگینی می کند....


قطره ای می گوید: فراموشم کرده اید، غیبتم طولانی شد، چرا دعا نمی کنید؟!...



دیگری می گوید: غربتم به درازا کشید، چرا چشمه ی اشکتان، برای حاجاتتان جوشان است، ...

اما به غربت من که می رسید می خشکد؟! بر امر غیبتم گریه کنید.....



آن یکی می گوید: منتظر من چرا صبوری را از من نمی آموزی؟....

چرا دیر کردنم که به واسطه ی گناهان تو است موجب بریدنت شده؟....



چرا وقتی همه جا با تو هستم تو با من نیستی؟....



چرا به همراه خدا منتظرم نیستی؟....


چرا گاهی هستی و گاهی نیستی؟!

قطره ی دیگری می گوید: چرا تنهایی ات را به رخم می کشی، من که از تو تنهاترم....

نشان به آن نشان که آن روز کنار کعبه به خدا گفتم:«بارالها! آنچه به من وعده فرمودی امضا بفرما.» ..


تو برای آمدنم دعا کن، وقتی بیایم نه تو تنهایی و نه من....


قطره ها همه از تو می گویند، اما من تاب شنیدن زمزمه ی همه ی آنها را ندارم....

اما شانه های صبور تو همه ی این غمها را تاب آورده است. ...

حالا دیگر دلم نگرفته، دلم شکسته و من با همان دل شکسته زیر همان قطره های باران دستهایم را رو به خدا می برم که:


خدایا! تنهایی و دلتنگی و غربت و بی کسیم فدای تنهایی، غربت و دلتنگی فرزند فاطمه(ع). به وعده ای که به او داده ای عمل فرما و ظهورش را امضا نما....



الهم عجل لولیک الفرج....التماس دعای فرج
 


نوع مطلب : اشعارخاص موعود، مطالب خاص موعود، دلتنگی های نویسنده، اشعار مذهبی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


یا ابا صالح المهدی "عج" ادرکنی



طلوع سبزتوراخواب دیده ام آقا

حدیث آمدنت راشنیده ام
آقا

هزارمرتبه باچشم های منتظرم

برآستان ظهورت چکیده ام
آقا

تو آخرین نفس گرم اعتبار منی

ومن هنوز خودت راندیده ام
آقا

میان مردم نامهربان بی احساس

چه دردهای عمیقی کشیده ام
آقا

بیا که خسته ام از این همه شکیبایی

ودرعبورزمان داغ دیده ام
آقا

درانتظار توهرروز گریه خواهم کرد

طلوع سبز تو راخواب دیده ام
آقا



نوع مطلب : مناجات با امام زمان (عج)، مطالب خاص موعود، اشعارخاص موعود، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


من امده بودم و تو.....

این چند خط نامه و گل برای تو که امروز هم با جیب های پر از نرگست
 
سر قرار نیامدی 

مثل نشیتن قاصدکی ،  دردامن مردی که منتظر هیچ خبری نیست 

سر زده امده بود ، عشق را می گویم 

حال انکه
 
میدانستم همیشه عشق

تمرین ، سر خوش ، روزهای بی تو بودن است 

==================================

سلام ، سلام ، سلام 

دوستای خوبم سلام 

بابت مدتی که نبودم از همتون معذرت می خوام 

یه گرفتاری کوچیک بود 

که به لطف خدا و دعای خیر شما برطرف شد 

ممنون از اینکه به یادم بودید 

ممنون ازنظرات قشنگتون 



نوع مطلب : اشعارخاص موعود، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

آقا مگر خودت نگفتی که می آیی ؟


جمعه ها یعنی عبور انتظار


جمعه ها یعنی دلی مجنون یار


همچو سایه تو همیشه با منی


جمعه ها یعنی کمی نزدیکتر




ندبه ها یعنی دلم تنگه برات


گریه ها یعنی ندارم من قرار




جمعه با یاد تو گویم غزل

جمعه ها دیگر ندارم اختیار



روزها می آید من مانده ام


جمعه ها می رود و من ماندگار




من چو باشم ناتوان خسته ترین


جمعه ها گویم بیا دستم بگیر



جمعه ها یعنی دلم در انتظار


جمعه ها یعنی شرح حال بیقرار




نوع مطلب : اشعارخاص موعود، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

آقا بیا به خاطر باران ظهور کن
ما را از این هوای سراسیمه دور کن
وقتی برای بدرقه عشق می‌روی
از کوچه‌های خسته ما هم عبور کن




دردهـــــاراطــبیب یعنی تو
ذکر امــن یجیب یـــعنی تو
ساکـــنان دیــــار غربــــت را
آشـــنای غـــریب یـــعنی تو
بر ســـتمدیدگان ایـن عالــــم
سر فـــتح غریــــب یــعنی تو
بهر غـــمنامــــــــه در و دیـــوار
آخرین غم نــــصیب یعـــنی تو
آن که دارد به دل زداغ حسین
ناله هایی عـــجیب یــعنی تو
ای به قرـــبان وتــــر نا
فله ات
شفع یوم الحسیب یعنی تو
گرچه مرد عمل نــبودم لیک
منتظر را حبیب یـــعنی تو




نوع مطلب : اشعارخاص موعود، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()




و ناگهان

صدایی آمد

از كرانه های دور

از آرمان دوست

به دشت های سرد

و قلب های سرد و كور

سلام شب!

از او كه با صدای او تو آمدی بگو...

از او به هر كه چون توست:

به قصه های بی كسی،

و غصه های ناكسی؛

به قلب، آخرین تپش،

و عشق، اولین نفس!

صدای دور همدمی

كه روزی از
طلوع مهر جمعه ای،

دراین زمان، در
آخرالزمان؛

در این جهان؛

اجازه ای از آفریدگار آن گرفته و به ما سلام می كند!

شتاب كن! صدای پای طاهرش،

به گوش عاشقان شب،

چه سهل می رسد.

صدایش از كرانه های دور نه؛

از ابتدای فصل می رسد!

چرا به دور زل زدی؟

شتاب كن،

به قول شاعر:

و ناگهان چه زود دیر می شود!





نوع مطلب : اشعارخاص موعود، 
برچسب ها : شعر، اشعار مهدوی، چه روز دیر میشود، شاعر، اخر الزمان، جمعه، شعر جمعه، شب،
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   


پیوندها
8
9
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی