او خــــــواهــــــد آمــــــــد
الــاـــــهم عـجــــل لولـــــیک الــــفـرج
درباره وبلاگ


ماه من
دل به غم دادن و از یأس سخن‌ها گفتن کارآن‌هایی نیست که خدا را دارند ماه من غم و اندوه، اگر هم روزی مثل باران بارید یا دل شیشه‌ای‌ات از لب پنجره عشق زمین خورد و شکست با نگاهت به خدا چتر شادی وا کن و بگو با دل خود،که خدا هست، خدا هست

مدیر وبلاگ : *MaryaM *
آرشیو وبلاگ
نویسندگان
نظرسنجی
به او خواهد امد چند درصد رای می دهید ؟





مردی در حال نماز بود و مجنون بدون این که متوجه شود از بین سجاده اش عبور کرد. مرد نمازش را قطع کرد و داد زد: "هی!!! چرا بین من و خدایم فاصله انداختی؟" مجنون به خود آمد و گفت: "من که عاشق لیلی هستم تورا ندیدم، تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه مرا دیدی؟

undefined
ای كاش

می دانم که سر ا پا گناهم ، وجودم ، عملم ، همه پر از گناه است اما یک چیز هست که هنوز امید اصلاح شدن را در من زنده می کند و راه رسیدن من را به تو می دهد و نا امید نمی کند ، مهر تو است که در دلم وجود دارد . مهری که با شیر مادر در اندرون من جای گرفته است و بیرون نمی رود .


ای کاش می شد تا وجودم را از گناه پاک کنم !


ای کاش می شد تا دلم پاک شود و با نوای دلت همدل شود!


ای کاش می شد این انتظار سر اید و صدای نازنینت را بار دیگر بشنوم !


ای کاش می شد صورت ماهت را ببینم !


ای کاش می شد تا دیدارت به تاخیر نیافتد!


ای کاش می شد هرچه زودتر جهان به زیر سیطره عدالت تو قرار گیرد !


و ای کاش تو هم انتظار ما را قبول داشته باشی و در زمره منتظران واقعی ات باشیم!


ای کاش...!


نوع مطلب : مناجات با امام زمان (عج)، 
برچسب ها : انتظار، عدالت، ماه، مادر، دیدار، نماز، مجنون، لیلی، عاشق، مهدی موعود، اخر الزمان،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

تقدیم به مهربانی كه آمدنش را چشم انتظارم

سلامی به عمق تنهایی دل های همه ی چشمهای منتظر : ای مهربان ! نمی دانم عكس نورانیت را در كدامین فصل غم انگیز و بی ترانه ی دلم به تماشا نشستم كه این گونه مست دیدار تو شدم . نمی دانم پای درددل كدامین دلشكسته تر از خود نشستم كه این چنین , دل بی تابم را بی قار تو ساخت , خبر ندارم , قطره قطره اشكم را در كدامین گلدان تنهایی ریختم كه گل مهر تو رویید و شعرهای غمگینم برای رسیدن تو به پرواز درآمد , راستی من بر سنگفرش كدامین دل نورانی به دنبال ردپای تو گشته ام , من از غصه پرغم روزهای خاكستری دلم , از جمعه های دلگیری كه بی رخ ماه تو گذشته , نوشته ام و آن قدر در این چین خوردگی سكوت به دنبال آوایی از تو گشته ام تا سهمم شفقی سوخته از آه آرزومندانت شد و حسرتی بی نهایت كه سر به آسمان كشید . مولای مهر ! در پس كوچه غبار گرفته ی وجودم , غرق رویا , در گوشه ای از سجاده ی انتظار , ماتم زده به یادت قلم به روی كاغذ می كشم و تو را می خوانم , ای پر صلابت ترین رهگذر زمان , با رایحه ی دل انگیز وجودت , وجودم را از هر غباری , غباررویی می كنم , كمكم كن ! كه نیازم را كه سرچشمه دلبستگی به دنیاست به حراج بگذارم و جسم خاكیم را به آن سوی حصار غرور و خودخواهی پرواز دهم 
آری این تولدی نو است برای من , آن هم در بهار جوانی , زیباترین سهم من از تقدیر .
حال مرا می شناسی من همانم , گدای سمج , كه ره خانه ات را در كودكی به خاطر سپردم و در نوجوانی سفره نیازم را وقت زمزمه عهد گستردم و در جوانی در هر صبح و آدینه , هنگام هق هق خیس ندبه بست نشستم كه در برویم بگشایی .......

رحمی كن ای سراسر مهر و رحمت ! چند صباحی بیشتر باقی نیست , لحظاتم را به رایحه ی دعا و تسبیح معطر خواهم ساخت , با هق هق خیس دیده ام , دل انتظار را حكاكی خواهم كرد و با لبخند شوق دیدارت , جاده ی انتظار را چراغانی خواهم كرد تا ابتدای جاده ظهور , روزهایم را كه پر بغض و حسرت ظهورت شده در جاده انتظار پرپر خواهم كرد كه میزبان قدم های مباركت باشد .
می خواهم از عمق وجودم فریاد بزنم و بگویم : ای سبز ترین غزل من , اگربیایی خاك پایت را سرمه چشمانم می كنم پس :



طلوع كن





نوع مطلب : مناجات با امام زمان (عج)، 
برچسب ها : دلتنگ مهدی، طلوع، چشم، منتظران، مهدی موعود، امام زمان (عج)،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

هفته ای دیگر هم گذشت.


هفته ای دیگر هم از عمرمان گذشت و یار نیامد.غم هجران و دوری و دلدادگی به او که ندیدیمش، اما عاشقش هستیم، دردی بس جانکاه است.می دانیم که می آید...وصف عشقش را، عظمتش را، مهربانیش را، بزرگواریش را، کرمش را، مددش را، بسیار شنیده ایم.اما...اما چه کنیم که لیاقت گوشه چشمش را نداشته ایم.چون نسیم لطیف بهاری از وجودش سرشوق می شویم ولی نمی بینیمش.

مدد و یاریش در لحظه لحظه ثانیه هایمان به یاریمان می آید و ما غافل از همراهیش.سایه محبتش سالهاست که بر سرمان است و نمی گذارد آفتاب جهل و ناامیدی صورتمان را بسوزاند، اما خنکای وجودش را درک نکرده ایم....آیا وجودش را احساس می کنی ؟آیا سنگینی نگاه استوارش را بر وجودت لمس می کنی ؟آیا ترنم صدای آسمانیش را می شنوی ؟آیا عشقش را که سالهاست از روز عزل به تو عیدی داده است در قلبت حفظ کرده ای ؟...آیا این جمعه ظهور میکند...خدا می داند...بار الهی، این هجران را به پایان رسان و فرجش را برایمان به ارمغان آور.

آمین یا رب العالمین.

 



نوع مطلب : مناجات با امام زمان (عج)، 
برچسب ها : جمعه، جمعه ظهور، هجران، عشق، هفته،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

سلام

سال نو مبارک

ببخشید که خیلی دیر برای تبریک سال نو اومدم

سعادت نبود اغاز سال نو را در کنار شما دوستای خوبم باشم

این مدت که نبودم دوستای خوبم حسابی منو  شرمنده کردند

قول میدم به تک تک نظرات شما جواب بدم

یا مهدی ادركنی

 

دیگر چشمانم به تاریكی می گرایند.

و چشمانم كسی جز تو را جستجو نمی كنند.

خواهی آمد. می دانم. به یقین می دانم كه خواهی آمد.

اما ای كاش به سلامی كه نه ، به پاسخ سلامی دل خوشم می كردی مولا.

دیگر برای اشكهایم بهانه نمی خواهم كه انتظار ظهور تو نیك ترین بهانه ام برای گریستن است.

باز هم منتظرت خواهم ماند...

بی قرارتر اما با یقین بیشتر.

در انتظار تنها گوشه چشمی از تو در كنج تنهاییم خواهم گریست...



نوع مطلب : مناجات با امام زمان (عج)، 
برچسب ها : منتظران، مهدی جان، مهدی (عج)، شعر انتظار، گل محمدی، تبریک سال نو،
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 2 )    1   2   


پیوندها
8
9
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو