تبلیغات
او خــــــواهــــــد آمــــــــد - دلم گرفته
 
او خــــــواهــــــد آمــــــــد
الــاـــــهم عـجــــل لولـــــیک الــــفـرج
درباره وبلاگ


ماه من
دل به غم دادن و از یأس سخن‌ها گفتن کارآن‌هایی نیست که خدا را دارند ماه من غم و اندوه، اگر هم روزی مثل باران بارید یا دل شیشه‌ای‌ات از لب پنجره عشق زمین خورد و شکست با نگاهت به خدا چتر شادی وا کن و بگو با دل خود،که خدا هست، خدا هست

مدیر وبلاگ : *MaryaM *
آرشیو وبلاگ
نویسندگان
نظرسنجی
به او خواهد امد چند درصد رای می دهید ؟










دلم گرفته،....
به آسمان خیره شده ام، باران می بارد و آن بالا انگار تو ایستاده ای که دلت شکسته تر از دل شکسته ی همه ی ماست...


هر قطره ی باران انگار پیامی است و زمزمه ای از دل شکسته ی تو. ...

هر قطره اش نشانی از امید که بر شانه های صبورت سنگینی می کند....


قطره ای می گوید: فراموشم کرده اید، غیبتم طولانی شد، چرا دعا نمی کنید؟!...



دیگری می گوید: غربتم به درازا کشید، چرا چشمه ی اشکتان، برای حاجاتتان جوشان است، ...

اما به غربت من که می رسید می خشکد؟! بر امر غیبتم گریه کنید.....



آن یکی می گوید: منتظر من چرا صبوری را از من نمی آموزی؟....

چرا دیر کردنم که به واسطه ی گناهان تو است موجب بریدنت شده؟....



چرا وقتی همه جا با تو هستم تو با من نیستی؟....



چرا به همراه خدا منتظرم نیستی؟....


چرا گاهی هستی و گاهی نیستی؟!

قطره ی دیگری می گوید: چرا تنهایی ات را به رخم می کشی، من که از تو تنهاترم....

نشان به آن نشان که آن روز کنار کعبه به خدا گفتم:«بارالها! آنچه به من وعده فرمودی امضا بفرما.» ..


تو برای آمدنم دعا کن، وقتی بیایم نه تو تنهایی و نه من....


قطره ها همه از تو می گویند، اما من تاب شنیدن زمزمه ی همه ی آنها را ندارم....

اما شانه های صبور تو همه ی این غمها را تاب آورده است. ...

حالا دیگر دلم نگرفته، دلم شکسته و من با همان دل شکسته زیر همان قطره های باران دستهایم را رو به خدا می برم که:


خدایا! تنهایی و دلتنگی و غربت و بی کسیم فدای تنهایی، غربت و دلتنگی فرزند فاطمه(ع). به وعده ای که به او داده ای عمل فرما و ظهورش را امضا نما....



الهم عجل لولیک الفرج....التماس دعای فرج
 


نوع مطلب : اشعارخاص موعود، مطالب خاص موعود، دلتنگی های نویسنده، اشعار مذهبی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
1390/03/20 18:56
ادامه...
آقـــا ببیـــن دلــــم شکست .......... توی دلـم غمـــی نشست

مـیگن وقتـی دلی شکست .......... اونجا دیگه جای تو هـست

دلــــم چــه کوچه گرد شده .......... آواره شب گـــرد شــــــده

ایــن در و اون در مـــی زنــه .......... تــــوی قفس پر مــی زنــه

انگــــــار دنبـــال چیـزیـــــــه .......... آقا دلـــــــم پاییـــــــزیـــــه

آقـــــا بیـــا یـه کــاری کـــن .......... دل مــــــنو بهـــــاری کــن

تـــوی دلــــــم بــه یـــــادگار .......... یه بوته نـــــــرگس بکــــار

خودت گفتی می آی یه روز .......... امــــا نیومـــدی هنـــــــوز

همـــــه دلا مـــــــنتظرنـــــد .......... تــــو جـاده ها مـــــنتظرند

مــــــنتظرند بیــاد ســـــــوار .......... تمــــوم بشه این انتــــظار

آقــــــا از راه دور بیــــــــــــا .......... بـا بیرقی از نــــور بیـــــــا

جــاده رو پـــر غبـــار بــــکن .......... زمــــستـونو بهــار بــــکن

آخــــــــــر راه انــــــــــــتظار .......... اصــلاْ تویـــــی خود بهــار

بـــــــهار با تو بــــــهار شده .......... عاشــق و بیـــقـرار شده

بــــی تو بهار هــــم دلگیره .......... اصلاْ بهار هم می مـــیره

آقـــــا بیـــــا با دَم عشــــق .......... دنیا رو کن عالـــم عشـق

بـــاز دل مـــــن گـواهی داد .......... آقای مــــــن داره مـــــیاد

گلهــای نــــرگس وا شدند .......... راهـــی جــاده هـا شـدند

قلب زمــین در تب عشـــق .......... انگار رسیده شب عشـق

صـــدای پـــای نــــور مـــــیاد

عطــر خوش ظهــور مــــــیاد

1390/03/20 18:56
یـه مـــــــثنوی تــوی دلــــــــم .......... از چـی و از کجــا بگـــم

یــه قصـــه بـا هــزار تــا غــــم .......... یه کـوچـه پر پیچ و خـــم

تمــــــــام راز مــــــن تـــــویی .......... سـوز و نیاز من تــــــویی

حــرف دل و بـــه کی بگــــــم .......... به تو نگم بـــه کی بگــم

آقـــــــا دلـــــــم رو را بــــــده .......... به قلب مـن جــــــلا بــده

خودت می دونی من کیــــــم .......... از کجـام و اصلاْ کیــــــــم

مـــــن بــدم و خطا کــــــــارم .......... کسی بـه جـز تـو نــــدارم

مـــی دونی کـــه بعد از گناه .......... به جستجوی یـک پـــنــاه

فقط تــــــو رو یــــادم مـــــیاد .......... یکی به فــریــادم مــــــیاد

تـــــو آقــــای خـــــوب مــنی .......... عزیـــــز و مـــحبوب مــنی

از روی خــوبت آقـــــا جـــون .......... شرمــــنده ام ای مهـربون

مـــــن بــدم و پـــر از گنــــاه .......... به تو نمــــی کنـــم نـــگاه

1390/03/20 18:55
ای پادشاه بنده نواز ای اله من

کن لطف خویش شامل حال تباه من

من مستحق دوزخم از کرده های خویش

لیکن بفضل خویش ببخشا گناه من

یکشب به طاعت تو نیاورده ام به صبح

بیهوده رفت روز و شب و سال و ماه من

اعضای من که غیر گنه نیست کارشان

ای وای اگر شوند به محشر گواه من

ترسم که روز حشر ز بسیاری گناه

نزد تو هیچ کس نشود عذر خواه من

من لایق بهشت نیم وای پس اگر

روز جزا جهیم شود جایگاه من

با اینهمه گناه چنینم امیدوار

کاید بجوش رحمتت از سوز آه من

روزی که غیز تو ما را پناه نیست

یا رب تو عفو و بخشش خود کن پناه من



1390/03/20 18:53
"گفتم كه روی خوبت از من چرا نهان است
گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است"
"گفتم كه از كه پرسم جانا نشان كویت
گفتا نشان چه پرسی آن كوی، بی نشان است"
1390/03/12 20:04
سلام وبلاگ نویس محترم از شما دعوت به عمل می آید تااز وبلاگ بنده دیدن کنید ونظرات خودتان را درج کنید ممنونم
1390/03/11 18:56
اللهم عجل لولیک الفرج
1390/03/10 07:37
خداوندا !

تو می دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است

چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است.
1390/03/10 00:04
با سلام و درود بر شما و مطالب ارزشمند شما بهترینها را از صمیم قلب برایتان ارزو میکنم در پناه حق
السلام علیک یا ابا صالح المهدی(عج)
بوی گلها عالمی رو مست و حیران می کند
دیدن مهدی (عج) هزاران درد را درمان می کند
مدعی گوید که با یک گل نمی آید بهار
من گلی دارم که عالم را گلستان می کند...
امین یارب العالمین

1390/03/8 12:15
خیلی خوبه دوست من
بازم به من سر بزن
www.khandee.mihanblog.com
1390/03/7 20:04
درود بر شما. امید آن که از اران خاص حضرتش باشید. به دوستی تون افتخار می کنم.
1390/03/7 19:29

این جمعه هم گذشت…
یک روز جمعه
کسی آرام می آید
نگاهش خیس عرفان است
قدمهایش پر از معنا
دلش از جنس باران است
کسی فانوس بر دستش
مثال نور می آید
امید قلب ما روزی مثال نور می آید
اللهم عجل لولیک الفرج
1390/03/7 11:23
سلام بر شما


نیاز محض در مقابل بینیازی محض

اِلهى !

اَنَا الْفَقیرُ فى غِناىَ ، فَكَیْفَ لا اَكُونُ فَقیراً ؟!

اِلهى !

اَنَا الْجاهِلُ فى عِلْمى ، فَكَیْفَ لا اَكُونُ جَهُولاً فى جَهْلى ؟!

خدایا !

من چنانم كه در حال توانگرى هم فقیرم ،
پس چگونه فقیر نباشم در حال تهیدستیم ؟!
(زیرا این بینیازی و توانگری من ،
از جانب توست ومن از خود هیچ ندارم و فقر محض میباشم.)
خدایا !
من نادانم در عین دانشمندى ،
پس چگونه نادان نباشم در عین نادانى ؟!
(زیرا این علم و دانائیم از سوی تو به من افاضه شده ،
ومن از خود هیچ علمی بلکه هیچ وجودی ندارم و به خودی خود ،
فانی و عدم محض هستم.)

حضورتان در كربلایی110 موجب خرسندی میشود

موفق وكربلایی باشید
1390/03/6 20:37
سلام و درود بر شما روز مادر و ولایت حضرت فاطمه زهرا (س) بی بی بزرگ دو عالم و منجی مومنان در روز محشر را بشما و همه مادران عزیز تبریك عرض میكنم و برایتان بهترینها را آرزومندم .. در پناه حق ....
برای آنكه هیچ وقت ذره ای از خوبی هایش را سپاس نتوانم گفت: این روزها، روز توست. اما ای كاش می دانستیم كه هر روز،روز توست. از تو نوشتن،قلمی توانا و هنری بیتا را طلب می كند كه مرا توان آن نیست. تو بزرگتر از آنی كه قلم شكسته چون منی یارای صعود به بارگاه آسمانی ات را داشته باشد و فخر خاكساری درگاهت و رفیع تر از آنی كه بتوانم از اذت اغوایش دل بكنم مادر. چه كنم كه بیان حق شناسی سزاوارانه ات را ندارم.اندیشه قاصرم و قلم الكنم ناتوانتر از آنی استكه بتواند فرشت چه كنم كه توشه ای بیش از این در چنته ندارم پس سخاوتمندانه همین دلواژه های نارسم را بپذیر و همای سعادت ستایشت را بر شانه های لرزانم بنشان مادر. گفتن از كسی كه مدار روح اتگیزترین گل واژه هادر زیبا ترین نوشته ها ،شعرها،قصه ها،سرودها وسخن وری و همه هنرهای عالم بر محور خورشید است چه سخت می باید. به راستی چگونه می توان از عالم آدم سخن گفت اما از سمبل همه ی زیبای هایش یعنی تو روی برتافت مادر. چگونه بدون الهه هستی بخش وجود تو باید دل باخت و دلدار بود، ائین مهروزی آموخت و رسم پاكبازی فرا گرفت؟ گونه رفیق توفیق شد و صبوری پیشه كرد و ارج شرف را میزان زد؟ زنگار روح و جسم را شست و راز روح پرنیانی آدمی را بر شاخسار گلستان خلقت دریافت؟ تنها نه به خاطر بهشتی كه به زیر پای توست. نه به خاطر نسلی كه زاده ی توست.نه به خاطر لالای های دلنوازت. نه به خاطر سرشت مهرآگینی و عشق ورزیت.نه..فقط به خاطر قلب پاكبازت و زیبایی روح دلنوازت.
1390/03/6 19:13
سلام
مثل همیشه عالی بود
آپم ومنتظرم
1390/03/5 23:49
بگذار بگویمت دلم غم دارد / یک عالمه اشک و آه و ماتم دارد
عجّل بظهور، عصر آدینه ها / ای یوسف فاطمه تو را کم دارد . . .

با یه جمعه ی دیگه آپم
1390/03/5 19:54
چقدر فرق است میان من و تو !

تو … فکر جمع کردن یارانی … من … فکر جمع کردن یارانه …


موفق باشید یا علی
1390/03/5 19:29
بنال ای دل که دنیا رابقا نیست چو آرامش در این دار فنا نیست
بنال ای دل نماند جاودانه بجز عشق ونوای عاشقانه
بنال ای دل به لحن نای داوود که هر نالیدنش ذکر خدا بود
بیا تا از پی اش باهم بگردیم که هردو آشنا با آه ودردیم
بنال ای دل که یارم زار وخسته
به پشت پرده غیبت نشسته
بنال ای دل به هرصبح وبه هرشام
چو تنها اشک ریزد آن دلارام
بنال ای دل زغمهایم گذر کن که تنها ناله بر آن منتظر کن
بنال ای دل که یارم در نماز است سرا پا ناز ودر حال نیاز است
بنال ای دل که بس آزرده ام من که رد پای او گم کرده ام من
نشانم ده حریم سامرا را مگر پیدا کنم آن دل ربا را
بنال ای دل گل بی خار من کو نشینم چون بنفشه بر لب جو
مگر عکس رخش در آب بینم دگر اورا مگر درخواب بینم
که من آلوده ام او پاک ومعصوم
از این رو گشته ام ناکام ومحروم
بنال ای دل چو اید بوی نرگس بخوبی عطر اورا می کنم حس
خدایا در فراقش ناله تاکی
به سینه داغها چون لاله تاکی
خدایا رازها در پرده تاکی زغیبت قلبها آزرده تاکی
بنال ای دل بگو باشور وفریاد
که یا مهدی جهان پر شد زبیداد
کجایی ای گل زهرا کجایی توای مهر آفرین لطف خدایی

1390/03/5 19:26
نمیدونم از کدوم ستاره میبینی منو

چشماتو میبندیو دوباره میبینی منو

پر بغض جمعه های ناگزیر و بی صدام

خیلی خستم باورم کن دنیا زندونه برام

توی کور راه چشمام عطر بارون بوی سیبی

واسه عاشقونه موندن تو همون حس غریبی

تو همون حس غریبی که همیشه با منی

تو بهونه هر عاشق برای زنده موندنی

میدونم هنوز اسیرم تو حصار لحظه ها

کاش میشد با یه اشاره ی تو ازاد میشدم

با توام که گفته بودی غصه هام تموم میشن

پس کجایی که بیایی منو بگیری از خودم

ناجی ترانه ها منو به واژه ها ببر

این حقیرو به سخاوت شب و دعا ببخش

نمیدونم از کدوم ستاره میبینی منو

چشماتو میبندیو دوباره میبینی منو

پر بغض جمعه های ناگزیر و بی صدام

خیلی خستم باورم کن دنیا زندونه برام

توی کور راه چشمام عطر بارون بوی سیبی

واسه عاشقونه موندن تو همون حس غریبی

تو همون حس غریبی که همیشه با منی

تو بهونه هر عاشق برای زنده موندنی

1390/03/5 19:25
عمریست كه از حضور او جا ماندیم
در غربت سرد خویش تنها ماندیم
او منتظرست تا كه ما برگردیم
ماییم كه در غیبت كبری ماندیم

1390/03/5 19:24
با همه لحن خوش آوایی ام
در به در کوچه تنهایی ام

ای دو سه تا کوچه زما دورتر
نغمه تو از همه پرشورتر

کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی

کاش که همسایه ما می شدی
مایه آسایه ما می شدی

هر که به دیدار تو نائل شود
یک شبه حلال مسائل شود

دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه مارا عطشی دست داد

نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت

نام تو آرامه جان من است
نامه تو خط امان من است

ای نگهت خواستگه آفتاب
بر من ظلمت زده یک شب بتاب

پرده برانداز زچشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم

ای نفست یار و مددکار ما
کی و کجا وعده دیدار ما,,,

ازمرحوم آغاسی

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





پیوندها
8
9
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی