تبلیغات
او خــــــواهــــــد آمــــــــد - بی ریاترین بیان عشق به همسر در مقابل ببر وحشی
 
او خــــــواهــــــد آمــــــــد
الــاـــــهم عـجــــل لولـــــیک الــــفـرج
درباره وبلاگ


ماه من
دل به غم دادن و از یأس سخن‌ها گفتن کارآن‌هایی نیست که خدا را دارند ماه من غم و اندوه، اگر هم روزی مثل باران بارید یا دل شیشه‌ای‌ات از لب پنجره عشق زمین خورد و شکست با نگاهت به خدا چتر شادی وا کن و بگو با دل خود،که خدا هست، خدا هست

مدیر وبلاگ : *MaryaM *
آرشیو وبلاگ
نویسندگان
نظرسنجی
به او خواهد امد چند درصد رای می دهید ؟






بی ریاترین بیان عشق به همسر در مقابل ببر وحشی

نهایت عشق !
یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟
برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.
در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند،

داستان کوتاهی تعریف کرد:

یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند. یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریاد زنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.

داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. راوی اما پرسید : آیا می انید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟

بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است! راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.››

قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد.
این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.



همیشه عاشق باشید








نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها : داستان، داستان کوتاه، داستان پند اموز، داستان عشق،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
1389/09/10 12:21
سلام
من معمولا کم جو گیر میشم ولی از این داستان خیلی حال کردم
ممنون
ناخوداگاه یاد ابراز عشق امام حسین علیه السلام زیر سم اسبان ملعونین افتادم که ضمن فریاد عشق به محبوب ازلی و ابدی خواستار تعالی شیعیان بوده .
خب اینم یه جور اظهار عشق بوده .
به خاطر محبوب نه از جان از جان و فرزند و از کل دنیا گذشتن هنری است .
1389/09/2 17:34
سلام مریم عزیز
داستانت خیلی جالب و خوب بود
1389/09/2 06:32
سلام.وقت خوش.
چه داستان جالبی و چه عشق بی ریایی...امیدوارم هر تک تک ما هم لیاقت داشتم چنین عشقی رو داشته باشیم.
شهر دلتنگی هام اینبار برای عید غدیر تدارک دیده.خوشحال میشم تشریف بیارین
یا علی!
1389/09/2 02:41
فضای معنوی وبلاگت واقعا تحت تاثیرم گذاشت.
مخصوصا ته وبلاگ اون شمارنده زمان غیبت آقا ...
اگه اجازه بدی لینکت کنم.
ممنون میشم لینکم کنی.
این کد آدرس لوگوی من

<a href="http://s14.aks98.com/viewer.php?file=92179315170658392217.jpg"><img src="http://s14.aks98.com/images/92179315170658392217_thumb.jpg" border="0" alt="92179315170658392217.jpg" /></a>


1389/08/30 23:24


عن مولانا ابى‏الحسن على بن محمد(علیه‌السلام) قال لابى اسحاق:

« و یومَ الغدیرِ فیهِ اَقامَ النَّبىُّ(صلى‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم) اَخاهُ علیًّا عَلَماً لِلنّاسِ و اِماماً مِنْ بَعْدِهِ،[قال] قُلْتُ: صَدَقْتَ جُعِلْتُ فِداكَ، لذلِكَ قَصَدْتُ، اَشْهَدُ اَنّكَ حَجَّةُ اللهِ عَلى خَلْقِهِ».

امــام هـــادى(علیه‌السلام) به ابــواسحــاق فــرمــود: در روز غـــدیر پیامبراكرم(صلى‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم) برادرش على(علیه‌السلام) را بلند كرد و به عنوان پرچمدار (و فرمانده) مردم و پیشواى بعد از خودش معرفى كرد. ابواسحاق گفت: عـرض كـردم، فـدایت ‏شوم راست فرمودى. به خـاطر همین به زیارت و دیدار شما آمدم، گواهى مى‏دهم كه تو حجت‏خدا بر مردم هستى. همان: 324، ح 3

ولادت با سعادت امام هادی بر شما مباركباد.


1389/08/30 17:11
سلام
پیشاپیش فرا رسیدن عید ولایت عید غدیر خم رابه شما تبریک عرض می کنم
التماس دعا
1389/08/30 15:22

سلام
قبلا خوانده بودم ولی به قلم شما و در وبلاگ شما لذت را فزونی میدهدد
انشاالله قلمتان مستدام ودر راستای دولت کریمه مهدوی
اللهم عجل الولیک الفرج والعافیه وانصر وحفظ قائدنا امام الخامنه ای
التماس دعا با حاجاتی روا
عید ولایت بر همه ولایت مداران مبارک
برزوم با
خرافه ای با نام رجعت
1389/08/30 08:32
علی در عرش بالا بی نظیر است
علی بر عالم و آدم امیر است
به عشق نام مولایم نوشتم
چه عیدی بهتر از عید غدیر است؟
پیشاپیش این عید بزرگ را به شما وتمامی شیعیان تبریک میگوییم .
خادمین هیئت فدائیان حضرت باب الحوائج آقاموسی بن جعفر(ع)-کانون فرهنگی هنری کاظمین شهرستان فردوس
1389/08/29 22:57
سلام
ببخشید
که دیر شد
آپم زودی بیا
1389/08/29 09:06
با سلام خدمت شما
اگر با تبادل لینک موافق باشین من در خدمتم.
1389/08/28 20:25
بسمه تعالی
ای یار و مدد کار ما/کی و کجا وعده ی دیدار ما
عید غدیر خم و عید سعید قربان بر شما و خانواده شما مبارک
گروه فرهنگی تحقیقاتی عرفان الظهور
بخش رایانه ای
1389/08/28 18:58
salam
1389/08/28 12:36
سلام آبجی گلم
خسته نباشی
گـــر چــه پیـمان را شکستم بر سـر پیمانه ام
بـا همـــه بد عــهدی ام آن عـاشق دیوانـه ام

گـــر بــه ظاهــر دورم از درگــاه تو ای نازنیـــن
بـاز هــــم مشــتاق روی دلـــکش جـانـانــه ام

از در مـــیخانه ات ای شـــاهد خـــوبان مـــران
با هـــمه عصیان همان دردی کـش میخانه ام

پـــــرده بردار از رخ زیـــــبا که مشتاق تـــــوام
آن رخ زیـــــبـا ندیــــــده، والــــه و دیــــوانه ام

پادشـــــاه جــــودی و ما بـــنده درگـــاه تـــــو
منتـــــظر بـر درگهت ،زان بخشش شاهانه ام

در مـــــیان بحــر هجران غوطه ور گشتم ولی
باز هـــم در جستجوی گــوهـــــر دردانـــــه ام

همچون من هرگز نباشـد بردرت پیمان شکن
لیــک با الــــطاف غــیر از تو، شـها !بیگانه ام

چون که لطف توست تنها ضامن رســوایی ام
ور نـــه آن گــردم که افشـــان در دل ویرانه ام

انتـــظارت بیش از حــد شد، تحمل تا به کی؟
آفتـــابـا! بـــــهر دیـــــدار رخـــــت پروانـــــه ام

والــــــه و شــــیدا و مـستم لیک، محتاج توام

یک نــــظر بر من نــــــمـا، ای عارف فرزانه ام!

1389/08/27 23:52
لذت بردم. آفرین. بسیار عالی بود.
1389/08/27 23:13
بسیار زیبا بود

حتما از این داستان در جاهای دیگه استفاده می کنم

هرگز فراموشت نخواهم کرد
اگه اجازه بفرمائید لینکتان کنم
1389/08/27 22:42
پیشا پیش مقام اول را تبریك عرض میكنم
1389/08/27 21:23
سلام
بهترین نوع عشق از جان گذشتن به خاطر معشوق است پس چه بهتر که عاشق ما باشیم و معشوق خدا.
1389/08/27 21:15
وای خیلی عشقولانه بود لذت بردم
باریک الله به این پدر فداکار
یا علی
1389/08/27 20:57

سلام برشما

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
1389/08/27 20:21
....ضیافتهای عاشق را خوشا بخشش خوشا ایثار
خوشا پیدا شدن در عشق برای گم شدن دریا
چه دریایی میان ماست خوشا دیدار ما در خواب
چه امیدی به این ساحل خوشا فریاد زیر آب
خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
خوشا مردن خوشا از عاشقی مردن
اگر خوابم اگر بیدار اگر مستم اگر هشیار
مرا یارای بودن نیست تو یاری كن مرا ای یار
تو ای خاتون خواب من، من تن خسته را دریاب
مرا همخانه كن تا صبح نوازش كن مرا تا خواب
همیشه خواب تو دیدن دلیل بودن من بود
چراغ راه بیداری اگر بود از تو روشن بود
ضیافتهای عاشق را خوشا بخشش خوشا ایثار
خوشا پیدا شدن در عشق برای گم شدن دریا
نه از دور و نه از نزدیك تو از خواب آمدی ای عشق
خوشا خودسوزی عاشق مرا آتش زدی ای عشق
خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
خوشا مردن خوشا از عاشقی مردن ..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





پیوندها
8
9
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی