تبلیغات
او خــــــواهــــــد آمــــــــد - رمز موفقیت
 
او خــــــواهــــــد آمــــــــد
الــاـــــهم عـجــــل لولـــــیک الــــفـرج
درباره وبلاگ


ماه من
دل به غم دادن و از یأس سخن‌ها گفتن کارآن‌هایی نیست که خدا را دارند ماه من غم و اندوه، اگر هم روزی مثل باران بارید یا دل شیشه‌ای‌ات از لب پنجره عشق زمین خورد و شکست با نگاهت به خدا چتر شادی وا کن و بگو با دل خود،که خدا هست، خدا هست

مدیر وبلاگ : *MaryaM *
آرشیو وبلاگ
نویسندگان
نظرسنجی
به او خواهد امد چند درصد رای می دهید ؟








روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو نوشته شده بود: من کور هستم لطفا کمک کنید. روزنامه نگارخلاقی از کنار او می گذشت، نگاهی به او انداخت. فقط چند سکه در داخل کلاه بود. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد.
عصر آنروز، روز نامه نگار به آن محل برگشت، و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صدای قدم های او، خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته، بگوید که بر روی آن چه نوشته است؟
روزنامه نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده می شد:
امروز بهار است، ولی من نمی توانم آنرا ببینم !!!!!


وقتی کارتان را نمی توانید پیش ببرید، استراتژی خود را تغییر بدهید. خواهید دید بهترین ها ممکن خواهد شد. باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است. حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل، فکر، هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است .... لبخند بزنید








نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
1389/07/13 10:01
واقعا عالی بود بهت تبریک میگم آدم رو به فکر فرو می برد گفتم که آدم خلاقی هستی
از نوشته های امام زمانی هم خیلی خوشم آمد همچنان ادامه بده امثال من هم کم نیستند که از این جور سایتها دیدن کنن
1389/07/7 18:07
دلی از التهاب

مثل گل گرما زده .....

چشمهای کوچکی از پشت شیشه

التماس را فریاد می زد

دوهمدل

غریبه می شدند باهم


و نگاهی

که دیگر

نگران چشمهای کوچک کودک نبودند

ودستانی که از سردی چروکیده شده بودند

قلبهایی منجمد


جدایی بود و اینک سرنوشت مبهم طفلی

………………

حق فرزند .......

بروزم........

1389/07/6 20:40
آپــــــــــــــــــــــــــمـــــــــــــــ

آپــــــــــــــــــــــــــمـــــــــــــــ

آپــــــــــــــــــــــــــمـــــــــــــــ

آپــــــــــــــــــــــــــمـــــــــــــــ

آپــــــــــــــــــــــــــمـــــــــــــــ

آپــــــــــــــــــــــــــمـــــــــــــــ

آپــــــــــــــــــــــــــمـــــــــــــــ
1389/07/6 16:15

آپ جدید بلوغ در باره اثرات یاد مرگ هست ، با عنوان:

" یک وکیل دادگستری بهم گفت احسان! بیژسن، بیژ !!"

اومدین بلوغ ردپایی بذارین.ممنون


1389/07/6 11:42
این غصه های لعنتی

ازخنده دورم میکنند

این نفس های بی هدف

زنده به گورم میکنند

چه لحظه های خوبیه

ثانیه های اخره

فرشته مردن من

من و از اینجا میبره

چه اعتراف تلخیه

تارسیدن ته خط

وقت خلاصی از هوس

وای دنیا بیزارم ازت

اپم منتظرم بیا
1389/07/6 08:31





1389/07/6 08:31
سلام -قشنگ بود و آموزنده موفق باشید
1389/07/5 20:40
سلام
دوست عزیزشرمنده یه هفته ای مسافرت بودم نتونستم که بهتون سربزنم معذرت می خوام
اماحالا بایه مطلب جدیدبه نام"چرا آغاز جنگ را هفته دفاع مقدس می نامیم؟"به روزم
امیدوارم بانظرهای مفیدتون همراهیم کنم
هفته دفاع مقدس رو هم بهتون تبریک میگم
ممنون
التماس دعا...
1389/07/5 20:17
سلام.
حال و هوای وبتون منو متوجه خودش کرد.
شما می تونید اخبار واقعی را از من دنبال کنید.
منتظر نظرتون هستما..
با تشکر.
مریم
1389/07/5 16:20
وبلاگ خوبی داری
برای تبادل لینک خبرم کن
1389/07/5 15:57
مرا کشت خاموشی لاله ها
دریغ از فراموشی لاله ها
کجا رفت تأثیر سوز و دعا
کجایند مردان بی ادعا
کجایند شورآفرینان عشق
علمدار مردان میدان عشق
کجایند مردان جام الست
دلبران عاشق، شهیدان مست
همانان که از وادی دیگرند
همانان که گمنان و نام آورند

lمطلب بسیار زیبایی بود. لذت بردم.
1389/07/5 15:06
.•*..*•.ســــــلام ....
.•*..*•. .•.
.•*..*•. .•*..*•.
.•*..*•. .•*..*•. .•* خوبی گلم
.•*..*•. .•*..*•. .•*..*•.
.•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*
.•*..•. .•*..*•. -.•*..*•. .•*..*•. .
.•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*.
.•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .
-´´´´#####´´´´´´####.•*..*•. .•*..*•.
´´########´´#######.•*..*•. .•*..*•.
´############´´´´###.•*..*•. .•*..*•..
#############´´´´´###.•*..*•. .•*..*•.
###############´´###..•*..*•. .•*..*•.
############### ´###..•*..*•. .•*..*•..
´##################.`.•*..*•. .•*..*•.
´´´###############..•*..*•. .•*..*•.آپ کردم ´´´´´############.*.•*..*•. .•*..*•.
´´´´´´´#########.`.•*..*•. .•*..*•.
´´´´´´´´´######..•*..*•. .•*..*•.
´´´´´´´´´´´###..•*..*•. .•*..*•.•
.•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•
.•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*.،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
.•*..*•. .•*..*•. .•*..*•.
.•*..خوشحال میشم بیای.•*.*×××××××××××××××××××
.•*..*•. .•*..*•.
.•*..*•. .•*..
.•*..*•.
http://www.djali2009.iranblog.com
1389/07/4 22:27
داستان واقعا زیبایی بود مرسی





1389/07/4 21:00
سلام
خوبی؟
وبتون خیلی زیباست
بازهم خدارا شكركه لیلیاقت پیداكردم باشما اشناشم
این هم باعث افتخارمه
بازم ممنون
1389/07/4 18:42
سلام دوست عزیز .ممنون که اومدی .من شمارا لینک کردم شما هم منو با اسم سوته دلان بلینک .فعلا بای تا های
1389/07/4 17:34
سلام آبجی مریم
امیدوارم که خوب وسلامت باشی
منم لینکت کردم وبلاگ قشتگت رو دوست دارم
امیدوام همیشه شاد و موفق باشی دوست من
به امید دیدار
1389/07/4 13:59
دارم لبخد می زنم
1389/07/4 13:24
سلام
مریم جان خسته نباشی...
تشكرازلطف ومحبت شما
باغ بود و دره- چشم انداز پر مهتاب.
ذاتها با سایه‌های خود هم اندازه .
خیره در آفاق و اسرار عزیز شب،
چشم من – بیدار و چشم عالمی در خواب.
نه صدائی جز صدای رازهای شب،
و آب و نرمای نسیم و جیرجیرکها،
پاسداران حریم خفتگان باغ،
و صدای حیرت بیدار من (من مست بودم، مست)
خاستم از جا
سوی جوی آب رفتم، چه می آمد
آب.
یا نه، چه می‌رفت؛ هم ز انسان که حافظ گفت، عمر تو.
با گروهی شرم و بی‌خویشی وضو کردم.
مست بودم، مست سرنشناس، پانشناس، اما لحظه پاک و عزیزی بود.
برگکی کندم
از نهال گردوی نزدیک،
و نگاهم رفته تا بس دور.
شبنم آجین سبز فرش باغ هم گسترده سجاده.
قبله گو هر سو که خواهی باش.
با تو دارد گفت وگو شوریده مستی .
- مستم ودانم که هستم من-
ای همه هستی ز تو، آیا تو هم هستی؟
1389/07/4 12:04
سلام
خدا توفیقتون بده در این راه
اگه میخوای حاج احمد رو بشناسی به سایت ما حتما سر بزن.
التماس دعا
1389/07/4 11:41
راستش مریم خانم اولش به ذهن منم اومد که رای ندم ولی بگم رای دادم!
اما فکر کردم که یک رای دادن ساده ضرری به من نمیرسونه!
واسه اینم که دیگه این فکر به ذهنم نرسه هر وبلاگی رو باز میکردم صفحه ی تولز وب رو میبستم تا برای رفتن به وبلاگ یا سایت بعدی مجبور بشم به اون وبلاگی که توش هستم رای بدم!
راستی من الان که نظر رو بفرستم دوباره بهت رای میدم! امیدوارم تو هم دوباره بیای!مرسی!
1389/07/4 08:07
رواق منظر چشم من آشیانه تست !
کرم نما و فرود آ که خانه خانه تست !
1389/07/3 23:23
سلام و درود به دوست عزیزم داستان زیبا و تاثیر گزاری بود
1389/07/3 23:10
بسیار جالب بود
این اهمیت تغییر را میرساند و اینکه میشود با هر مشکلی به راحتی با تغییر کوچک در رفتارمان آن را به راحتی حل کرد
ممنون
1389/07/3 21:05
سلام .....انتظار ....؟؟؟ امادگی می خواهد ؟؟ تدارکارت می خواهد ..... ؟؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





پیوندها
8
9
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی